سنگر بسازیم !!!

سنگری ، سنگرهای باید ساخت،
بی سنگر نمی شود،
به برج و باروی سرمایه تاخت،
از دهان تفنگ ، استبداد ،
یا که ، آزادی شعله می کشد.
تفنگ نمی داند، به سوی چه کسی،
برای سود کدامین ، آتش می گشاید؟
تفنگ نمی داند، هدف چیست.
استبداد است ؟
یا که آزادی ست؟

نگاه کن رفیق،
تفنگ ابزار بی جانی ست ، اما جان می ستاند،
تفنگ یا می گستراند، شب تاریک و ظلم و ستم،
یا که هدیه می دهد، رهایی، آزادی و طلوع روشن،
نگاه کن رفیق ،
چه کسی  ماشه را میچکاند؟
آنچه از تفنگ سرمایه شلیک می شود،
استبداد علیه کارگران ،علیه بشریت است ،
آنجاکه کارگر شلیک می کند ،
نوید آزادی ، برای همگان است،

در سنگر سرمایه آنکه فرمان آتش می دهد ،
و یا آنکه ماشه را می کشد،
به استثمار، فرصت ماندن می دهد ،
در سنگر کار آنکه فریاد می زند،
به پیش، رفیقان به پیش ،
یا آنکه می چکاند ماشه ای را ،
آزادی ، برابری ، عدالت،
خوشبختی انسان را نوید می دهد،

بیا رفیق ،
بیا، برای پیروزی فردا،
امروز باید ، سنگری بسازیم،
سنگر امروز ما ،
کوه و دشت و جنگل و بیابان نیست،
امروز باید ،سنگر ها را ،
در کارخانه ، مدرسه ، دانشگاه ، …
در خیابان ها بسازیم،

سرمایه بار دیگر ،
بر لبه ی پرت گاه،
در حال افتادن است،
زین سبب ، میکشد، باز میکشد ،
می کشد، اما نا امیدانه ،
به خاک و خاشاک، چنگ میزند،
وقت آن است، دگر بار، بر خیزیم،
سلاح پدر، مادر ،
خواهر و برادر ،یا رفیق فداکاری،
که  در خون غلطیده  است،
از لابه لای رختخواب،
از میان تیرهای سقف،
از میان دیوارها،
از زیر خاک وسط اطاق ،
یا که از باغچه  و حیاطی که ،
روزی محل بازی کودکی مان بود،
شاید از زیر سنگی،
در تپه و ماهور اطراف،
بیرون  بیاوریم،
یا که از پاسگاه ها  و پادگان ها ،
بیایید مجهز شویم ، آماده شویم،
رفیقان ، همرزمان،  بیایید،
پاکوبی کنیم و آواز بخوانیم،
روز قیام نزدیک است.
انقلاب نزدیک است.

گونی های خالی برنج،
گونی های خالی آرد،
سالهاست، نه تنها گرسنه ای را سیر نکردند،
خود آنها، سالهاست خالی و گرسنه اند،
سالهاست گونی ها گرسنه  انتظار سیر شدن را می کشند،
بیایید،  گونی های خالی را، با شن و ماسه سیر کنیم،
گونی های خالی سیر خواهند شد،
تفنگ ها فریاد خواهند کرد،
چرا که ، ما نان ، عدالت و آزادی می خواهیم،

رفیق معلم ، دانشجو ،
رفیق جوان و دانش آموز،
رفیق پرستار و پزشک،
به  کارگران بپیوندید،
روز قیام ، انقلاب،  نزدیک است،

با میز و نیمکت مدرسه و دانشگاه،
سالهاست که اسلامی شدند،
سالهاست که دشمن علم شدند،
با میز و صندلی و کمد های کارخانه و شرکت،
سالهاست که دیگر دستمزد، پرداخت نمی کنند،
سالهاست که اختلاس،
یعنی اسلامی شدند،
با ضایعات ،
ماشین های که سالهاست دیگر تولید نمی کنند،
در کارخانه ، سر خیابان ورودی ،
وسط اتوبان ،
همه جا، و همه جا،
سنگر ها را بسازیم،
سلاح ها را بیرون بیاورید ،
تمیز کنید،  روغن کاری کنید،
فریاد بزنیم ،
همه جا ،
در همه حال ،
مرگ بر جمهوری اسلامی ،
همه جا ،
در همه حال ،
مرگ بر سرمایه داری ،
انقلاب  نزدیک است.
دکتری که آزادی خواهی،
رفیق پرستار،
که با دستان شفا بخش در صف کارگران ایستادی ،
اطاق عمل های زیر زمینی را آماده کنید ،
در سنگر های انقلاب خواهیم جنگید،
به دانش، به دستان شفا بخش، نیازمندیم.

راننده تاکسی ،
رفیق مسافر بر،
در ماشین ات، چوب و سنگ،
بطری و اره و تبر بگذار،
به درهای ماشین ات،
یاد بده، مجانی باز و بسته شدن را ،
یاد بده، نجات دادن زخمی ها را،
یاد بده، همیشه آماده بودن،
بردن رزمندگان از سنگری به سنگری ،
رساندن انسان به خانه ، چشم براه دارد،
یاد بده، رفاقت انقلابی را!!!
به مسافران بگو ،
فریاد بزنیم ،
همه جا ،
در همه حال ،
مرگ بر جمهوری اسلامی ،
همه جا ،
در همه حال ،
مرگ بر سرمایه داری ،
انقلاب،
آزادی و برابری ،
خوشبختی، نزدیک است.

امید حق وردی
10 دی ماه 1396


نظرات بسته شده است