کار رایگان در برابر غذا

آخرین ارمغان فقر و فلاکت در جمهوری اسلامی، عنوان گزارشی است که جهت آشنایی با گوشه‌ای از آنچه که در ایران بر مردم می‌گذرد، تهیه کرده‌ایم.
فراموش نکرده‌ایم که دو دهه پیش سازمان ملل برنامه‌ای به نام «نفت در برابر غذا» برای عراق وضع کرد. «نفت در برابر غذا» (Oil-for-Food) نام برنامه‌ای بود که با صدور قطعنامه ۹۸۶ شورای امنیت سازمان ملل متحد در تاریخ ۱۴ آوریل ۱۹۹۵ و به دنبال تحریم‌های سازمان ملل بر علیه عراق پس از حمله این کشور به کویت به اجرا درآمد. مطابق این قطعنامه عراق می‌توانست محصولات نفتی خود را صادر کرده و از عواید آن برای تامین مواد غذایی استفاده کند. آن موقع کسی فکر نمی‌کرد که دو دهه بعد وضعیت معیشتی مردم ایران به جایی برسد که مردم ناچار به وضع برنامه‌ای مشابه برنامه سازمان ملل برای خود باشند؛ کار مجانی در برابر غذا.
در کلیپ ضمیمه همانطور که ملاحظه می‌کنید، جوانی خطاب به مردم می‌گوید: «هر کاری باشه انجام میدم؛ فقط در ازاش بهم غذا بدید، هر کاری باشه؛ کار خونه، آشپزخونه و هر چی.» می‌گوید سه روز است که  غذا نخورده است.
«پذیرایی از مراسم عروسی یا هر مراسم دیگری را رایگان انجام می‌دهم. منزل و محل کار شما را رایگان نظافت می‌کنم. راننده رایگان شما می‌شوم. نگهداری رایگان بیمار و سالمند. کمک رایگان به افراد ناتوان برای خرید کردن و انجام امور منزل. کارهای فنی منزل شما را رایگان انجام می‌دهم.»
این گفته‌های یکی از آگهی‌دهندگان است که نیتش آن‌طور که می‌گوید کار خیر است؛ اما در تماس با بقیه آگهی‌دهندگان به نکات قابل تأمل‌تری می‌رسم: «برای مجالس خدمت می‌کنم. هر مراسمی باشد فرقی ندارد؛ عروسی، عزا، ولیمه، هرچه باشد. دستمزد نمی‌خواهم. همان اضافه مانده غذاها را بدهند ببرم بس است.»
این را مرد آن‌سوی خط می‌گوید. توی آگهی نوشته ۲۸ ساله است. آگهی مال زابل است. یعنی قاعدتاً آگهی‌دهنده در محدوده همان شهر، حاضر به خدمت مجانی است؛ اما خودش می‌گوید تا زاهدان هم می‌آید.
از زابل تا زاهدان حدود ۲۰۰ کیلومتر است. اینکه کسی این فاصله را در مسیر رفت و برگشت طی کند، فقط به خاطر اینکه باقیمانده غذاهای جشن یا ولیمه را به ‌خانه بیاورد، به ‌نظر عجیب و باورنکردنی می‌رسد. صاحب آگهی، اما آن ‌طور که می‌گوید غذای چند روز را به ‌خانه می‌برد و گرسنگی به‌ نظرش این حرف‌ها سرش نمی‌شود: «کار نیست اما شکم باید سیر شود. این‌طوری خیلی هم استقبال می‌کنند اتفاقاً. از خدایشان است پول ندهند. غذاهای اضافه را بالاخره حساب کرده‌اند. دیگر پولش به جیبشان برنمی‌گردد.»
حرف‌هایش مثل دستی قدرتمند گلوی آدم را سفت می‌گیرد. می‌مانم چه بگویم. جمله‌اش در ذهنم می‌چرخد: «کار نیست؛ اما شکم باید سیر شود.»
با خودم می‌گویم شاید حالا یک مورد اینجوری باشد، آن هم آن سر کشور؛ زابل. بالاخره منطقه محروم است. آگهی‌های مشابه اما این فرضیه را باطل می‌کند. نه زابل و نه زاهدان، همین تهران، بغل گوش خودمان. کسانی هستند که در سایت پربازدید آگهی رایگان می‌دهند تا کار رایگان کنند.
هزینه بالای غذا و مسکن، انگیزه کار مجانی
آگهی دهنده دیگر زن است. توی آگهی هم این را درج کرده و همین‌طور این نکته را که در ازای جای خواب، حاضر است کار رایگان انجام بدهد. شاید یک جورهایی مثل سرایداری به‌نظر برسد. البته متفاوت از آن است؛ چراکه سرایدار در ازای نگهداری از خانه و رتق و فتق امور، حقوق دریافت می‌کند اما این زن حاضر است بدون حقوق جایی کار کند که فقط جای خواب داشته باشد. جای خواب هم شامل سوئیت سرایدار یا اتاقی جداگانه نیست؛ یک دست رختخواب است گوشه‌ای از خانه و لابد زن باید خیلی هم خوشحال باشد که از سرگردانی نجات پیدا کرده، هرچند موقت. چرا که تجربه این کار را دارد و قبلاً به همین شکل در چند خانه کار رایگان کرده و بعد از مدتی بیرون آمده.
مشابه این آگهی باز هم هست. کسانی که در ازای اسکان و غذای مجانی برای شما کار رایگان می‌کنند. یک پرس غذا قیمتش چقدر است؟ سؤال بهتر این است که یک پرس غذای خانگی چقدر تمام می‌شود؟ بگذارید یک حساب سرانگشتی بکنیم. اگر به‌طور معمول در هر هفته دو سه روز غذای گوشتی در برنامه غذایی باشد، چیزی حدود ۷، ۸ هزار تومان برای هر وعده تمام می‌شود.
البته با کمتر از این هم می‌شود سر کرد؛ اما ما حد وسط پایین را درنظر می‌گیریم. با احتساب صبحانه، هر فرد چیزی بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان در ماه هزینه غذا دارد. اگر جای خواب را شامل یک تخت در نظر بگیریم هم همین حدود در ماه پول کرایه‌اش می‌شود. گرفتن حداقل جا برای خوابیدن که می‌تواند در یک پانسیون متوسط رو به پایین یا اتاق اشتراکی در جنوب شهر باشد، همین‌قدر هزینه برمی‌دارد. اینطوری می‌شود حدود یک میلیون تومان. یعنی یک آدم برای جای خواب و غذا یک میلیون تومان هزینه دارد.
واقعیت همین است
حالا این آدم برای اینکه یک میلیون تومان درآمد ندارد تا حداقل هزینه زندگی‌اش را بپردازد، می‌رود خانه یا دفترکار کسی برایش مجانی کار می‌کند تا بی‌جا و گرسنه نماند. حالا اگر این آدم بخواهد کار خدماتی بکند، بین یک میلیون و ۲۰۰ تا یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان در ماه درآمد دارد اگر ۳۰ روز ماه را کامل کار کند.
حساب و کتاب بعضی وقت‌ها دیگر به کار نمی‌آید. کسی که حاضر است رایگان کار کند و غذایی بگیرد و به خانه ببرد یا در ازای کار، جای خوابی داشته باشد، حتماً دستش آنقدر از همه جا کوتاه شده که راه دیگری پیش پایش نیست.
چند وقت پیش بود که ویدئویی در فضای مجازی منتشر شد که جوانی را نشان می‌داد که در ایستگاه متروی امام حسین تهران  ایستاده بود و با قیافه زار از مردم می‌خواست به او کار نظافت راه پله منزلشان را بسپارند و در عوض غذایش بدهند. به چهره‌اش نمی‌خورد معتاد باشد؛ اما مشخص بود گرسنه است. شکم گرسنه صبر نمی‌کند تا سر فرصت کار پیدا کنی و غذا بخری.
نمی‌دانم چرا دلم می‌خواهد فکر کنم تمام این آگهی‌ها دروغ و فریبکاری است. دوست دارم باور نکنم شرایط برای بعضی‌ها طوری شده که حاضرند رایگان برای کسی کار کنند تا غذاهای باقیمانده مراسمش را به خانه ببرند. این آگهی‌ها تن آدم را می‌لرزانند. اما امروز و ۴۰ سال پس از حاکمیت جمهوری اسلامی در ایران، واقعیت همین‌ است!


نظرات بسته شده است