“قدم اول” حرکت در سراب بی راهه ها!

(تقدیم به شماره 14 نشریه تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر)

در کمتر از5 سال اخیر نوشته های اول ارزشمندی از رفیق شاهرخ زمانی جانباخته، دریافت شد که شوروشوق بی نظیری را درحزب رنجبران ایران (حرا) برای آموختن از نظرات کارگران کمونیست داخل ایران بوجودآورد. دراین ارتباط، درخارج از کشور تلاشی توسط رفیق کارگری که از داخل آمده و خود را مدافع نظرات شاهرخ معرفی می کرد، صورت گرفت و تجمعی به نام “قدم اول” را بوجود آورد. برای شناخت بهتر این تجمع جدید از طرف حرا وظیفه ی تحقیق در مورد نظرات و عمل کرد این تجمع را یافته و در آن شرکت کردم.

با دیدن تشکلها یا تجمعهای تروتسکیستی و دموکراسی مشارکتی مخالف دیکتاتوری پرولتاریا، در این “قدم اول” ماهیت “تدارک حزب انقلابی کارگر” این تجمع “قدم اول” برایم زیرعلامت سئوال رفت. طبق پیشنهاد رفیق کارگرآمده از ایران قرار شد من نظرحرا را در مورد ایجاد حزب کمونیست ایران بیان کنم که می توانست درصورت توافق، تلاش برای گذاشتن گامی به پیش این تدارک فراهم شود. این پیشنهاد در دیدارهای بعدی صورت گرفت و طبق رهنمود لنین درمورد تشکیل حزب بلشویک روسیه، در 10نکته که در وبلاگ این رفیق آمده است، نظر حرا را ارائه دادم.

با مدافعان تروتسکی از ضرورت فراکسیون سازی در درون حزب و عدم پای بندی به اصل مرکزیت دموکراتیک درتصمیم گیریهای عملی حزبی، و نفی دیکتاتوری پرولتاریا از جانب مدافعان “دموکراسی مشارکتی”، به مبارزه ایدئولوژیک پرداختم. مدتی طولانی نگذشت که این دو تشکل بدون توضیح از “قدم اول” بیرون رفتند. اما رفیق کارگر ازایران آمده در برابرپیشنهاد 10 نکته ای حرا آلترناتیو “بسترسازی” و شرکت بدون قید و شرط براساس حرکت از “اولین توافقات موجود و بحث درمورد حل اختلافات” را برای تشکیل حزب ارائه داد. بحث ایدئولوژیک طولانی من با این دیدگاه “قدم اولیها” ادامه یافت و علیرغم دعوت این رفیق و رفقای دیگری که آمده بودند،  جوابی به من داده نشد که چرا ما نباید به حرکت پیروز طبقه کارگرروسیه تحت رهبری لنین که در بسیاری از کشورهای جهان در ایجاد حزب کمونیست بطور مثبتی پیش رفته است، توجه نکرد. من توضیح دادم که تنها راه حلی را ارائه می دهید هیچ پایه پراتیک موفق ایجاد حزب در جهان وجود نداشته و راه نا کجا آبادی که خلاف نظر شاهرخ زنده یاد است به سرانجام تشکیل حزب نمی رساند و وجود اختلافات نهایتا به منفجر شدن چنین تجمعهائی منجر می شود.

این ادعا ناشی از پراتیکی بود که حرا درهمکاری با تعداد زیادی از تشکلهای چپ به جائی نرسید و مورد تعمق در “قدم اول” قرارنگرفت که با نزدیک به 30 سال همکاری عملی در خارج از کشور با دیگر نیروها نا توان باقی ماند. این بی توجهی در ادامه کار در “قدم اول” درمواردی نظیر بحث من در مورد وجود سرسختانه فرقه گرائی ناشی ازنفوذ ایدئولوژی و سبک کاراقشار وسیع خرده بورژوازی به درون جنبش کارگری است که تا حد “استهزاء نظر ک.ابراهیم  همه اش در باره خرده بورژوازی است” باقی ماند ومورد پذیرش آنان قرار نگرفت. سپس درمورد ارزیابی از وضع جهان در مورد اینکه گرچه مناسبات سرمایه داری برجهان کنونی غالب است(اقتصادی)، ولی درعرصه سیاسی نظام حاکم برجهان امپریالیسم است. اما این رفقا روی نوشته موجود “قدم اول” بارها تاکید نمودند که “نظام حاکم برجهان سرمایه داری است” و دراین مورد نیز به وحدت نظری نرسیدیم. به علاوه درابتدا توسط تشکیل دهنده و برخی دیگر”قدم اول”با بیان حرا درمورد ضرورت دفاع ازتئوری کمونیسم علمی – به مقاومت پرداختند و بعداز این که دیدند که خود زنده یاد شاهرخ تا چه اندازه از اهمیت آن حرف زده، به بهانه ی این که ک.ابراهیم نظر خودش را بجای کمونیسم علمی مطرح می سازد به ضدیت با این نظریه پرداختند! من تاکید کردم دفاع از تئوری کمونیسم علمی مربوط به جهان بینی و پراتیک مبارزاتی طبقه کارگر و بررسی تاریخی ماتریالیستی تاریخ است که راهنمای کمونیستها به مثابه تئوری واحدی باید باشد و خصلت تکاملی در حرکت مبارزه طبقاتی درجهان و آزمونهای علمی دارد، مکاتب جداگانه نظیر مارکسیسم، لنینیسم، مائوئیسم و غیره فرمولبندیهای دقیقی نیستند. تکه تکه نمودن آن درمراحل مختلف مبارزات طبقه کارگر به علمی بودن و کیفیت دیالکتیکی آن صدمه می زند. دراین مورد نیز به وحدت نرسیدیم. در آخرین اجلاس این رفقا پیشنهاد دادند “شما به صورت 1و2و3و.. بگوئید کمونیسم علمی چیست؟ درحالی که ممکن است درمورد صدها نقطه نظر اصولی کمونیسم علمی انگشت گذاشت اما شما با دراختیارداشتن آثار کمونیستی به مطالعه بپردازید و من در رابطه با ایجاد حزب از نظر لنین درمورد چگونگی تشکیل حزب به شما ازابتدا در “قدم اول” تئوری کمونیسم علمی درمورد حزب سازی را بیان داشتم. اما واقعیت این است که وقتی راجع به نقش امپریالیسم نتوانستیم به وحدت برسیم، چگونه ممکن است بخش زیادی از اصول کمونیسم علمی را طرح کنم و بحث مکتب گونه ای طولانی در پذیرش این اصول بی نتیجه ادامه یابد و شما از آموختن مستقیم از آثار کمونیسم علمی اجتناب می ورزید!. ولی نوشته های شاهرخ بارها روی کمونیسم و سوسیالیسم علمی تاکید گذاشت بدون اینکه با 1و2و3و… کردن موضع خودش را روشن سازد. ولی رفقای “بسترساز” “قدم اول” به راه خود ادامه می دهند. این امر نشان داد که دو دیدگاه متضاد در ایجاد حزب در “قدم اول” بین شرکت کنندگان حرا و بسترسازان وجود دارد و این بارکجی که شما انتخاب کرده اید در مسائل اصولی به سرمنزل مقصود نخواهد رسید.

دراین میان درمورد نظراتی که به امضای “شاگردان شاهرخ” در  شماره 10 نشریه “قدم اول” در توضیح نظرات شاهرخ منتشرشد. من به نقد برخی از دیدگاه انحرافی هم به نعل وهم به میخ زن آنها که مغایر با نظرات شاهرخ بود در شماره11 همین نشریه پرداختم. این رفقا به جای نشان دادن اشتباهات نظراتم، اتهام زنی و لجن پراکنی به جای نقد رفیقانه و اصولی مستدل نه با ذکر اشتباهاتم بلکه خودساخته سراسر ذهنی در شماره 12 نشریه پرداختند. دربرابرچنین موضع غیرپرولتری و انتقام جویانه این “شاگردان” در شماره 13 نشریه به نقد آنها جوابی نوشتم و امیدم این بود که وقتی نشان دادم این رفقا بدون دقت نقد علمی لنین را متهم کرده بودند به ارجح دانستن تئوری به پراتیک که ایده آلیستی هست که به من نسبت داده بودند بدون چنین آگاهی و غیره که درمعرض دید رفقای کارگر کمونیست ایران قرارداده شده است. این رفقای نویسنده نقد در نشریه حداقل به انتقاد از خود در برخورد غیرکمونیستی نسبت به حرا مپرداختند . حتا نه لااقل انتقاد ازخود درمورد نوشته لنین نکرده، صداقت پرولتری تصحیح اشتباهاتشان را انجام ندادند.

ادامه همکاری من با این تجمع مغایر خدمت به وحدت مبرم کارگران کمونیست در ایجاد حزب کمونیست انقلابی ایران می باشد. لذا، حرا روی تلفیق تئوری کمونیسم علمی در رابطه با شرایط مشخص و مبارزه قاطع علیه نفوذ بزرگی از دیدگاه خرده بورژوائی – ضد انضباط پذیری، تزلزل درقاطعیت طبقاتی، ستایش فرقه گرائی و نخبه گرائی، انحلال طلبی و رفرمیسم و غیره – را که مانع از وحدت مطالباتی و وحدت سیاسی طبقه کارگر ایران می شود، پافشاری نموده و خواهدکوشید تا با کارگران کمونیست مبارزی که نظرات شاهرخ را محکم به دست گرفته اند، پیوند دیالکتیکی محکمی را متحقق سازد. فعالیت در “قدم اول” با حفظ مواضع اول این تجمع مغایر با تلاش برای دعوت کمونیستها و در درجه ی اول کارگران کمونیست ایران با شاهرخ زمانی، براساس مواضع در تهیه ی نکات اساسی برنامه و تاکتیک طبقه کارگر حول کمونیسم علمی که توسط مارکس و انگلس و لنین و مائو در اختیار همه قرار داشته، می باشد. آموزش از آن شرط اول برای کسانی که آگاه نباشند در مطالعه این نظرات انقلابی کمونیسم علمی طبقه کارگر است . بدون حداقل این آگاهی ادعاکردن که در تدارک حزب انقلابی طبقه کارگر معادل تاحدی کورکورانه حرکت کردن می باشند و دچار ستایش عمل گرائی مکانیکی بوده و در بی راهه ها وقت تلف خواهند نمود. لذا تجربه ی بیش از 3 سال همکاری، ادامه ی شرکت در این تجمع را وقت تلف کردن دانسته و ضروری نمی بینم.

درخاتمه با توجه به این که در کتاب “برگزیده آثار شاهرخ زمانی” به کرات نوشته ها در مورد تاکید درایجاد حزب و نقش تئوری راهنما گفته اند و مبرم بودن ایجاد حزب می باشند، دو نقل قول را می آورم که هیچ ربطی به مقوله های “بسترسازی” “بی شرط و شروط”و همکاری عملی ندارند: “لنین رهبر بزرگ کارگران درباره اهمیت حزب و سازمان نوشت: پرولتاریا درمبارزه برای رسیدن به حکومت سلاحی جز سازمان در دست ندارد، کارگران دراثر حکم فرمائی رقابت آنارشیستی در دنیای سرمایه داری دست خوش پراکندگی است. در زیر کار برده وار به سود سرمایه از پای در می آید و همواره درقعر گرداب فقر کامل، بی فرهنگی، انحطاط فرو می رود. تنها در اثر وحدت فکری اش از راه اصول مارکسیسم با وحدت مادی سازمانی که میلیونها زحمت کش را به صورت ارتش طبقه کارگر متحد می سازد، تقویت یابد می تواند به نیروی شکست ناپذیر تبدیل گردد و ناگزیر تبدیل خواهد شد. در برابر این ارتش، نه حاکمیت پوسیده استبداد سلطنتی روس بلکه حتا قدرت لرزان سرمایه جهانی تاب مقاومت ندارد.(پایان فصل اول – اسدالله عفارزاده – مهرماه 1393 – ص 27) و : بدون از دست دادن فرصت به سمت ایجاد حزب سیاسی و اتحادیه کارگری دو جزء جدائی ناپذیر اشکال طبقاتی کارگران حرکت کنیم… چاره کارگران وحدت و تشکیلات است”.(شاهرخ زمانی – زندان گوهر دشت 7/11/1391)

ک. ابراهیم – 26 دیماه 1396 – 16 ژانویه 2018


نظرات بسته شده است