قانون فرصت است یا تهدید!؟

قانون یک جامعه بخصوص قانون اساسی آن محصول عقل جمعی یعنی خواست و بینش جریانات مختلف یک جامعه است که میکوشند منافع عمومی را تضمین کنند، بر همین اساس آنکه خلاف قانون عمل کرده یا قانون را تفسیر به رای میکند، نفع شخصی یا گروهی و جناحی خود را بر نفع عمومی مقدم دانسته و از نظر همان قانون خاطی است، یعنی زائل کننده نفع عمومی است و بنابر آن مجرم.
هر فردی که مشمول این قانون است و خود ذی نفع آن، میتواند علیه هر اقدامی که نافی قانون اساسی است چه قانون جدید، چه اجرای نادرست و چه تفسیر به رأی قانون، میتواند از ظرفیتهای قانونی بهره‌برده یا بکوشد جامعه را آگاه سازد تا مانع ذبح قانون شود، یا اگر عده‌ای خلاف قانون اساسی عمل کنند، میتوان علیه ایشان به دادگاه صالحه‌ای که مطابق قانون اساسی باشد شکایت ببرد.
پس چگونه است که وقتی عده‌ای مطابق نص صریح قانون در اصل ۲۷  (که تجمع را اگر منافی اسلام نباشد و سلاح گرم در آن حمل نشود حق مردم میشمارد) اقدام به تجمع میکنند از سوی همین حافظان قانون، مجرم شناخته میشوند، یا وقتی مجلس اجازه شکلگیری مدارس #خصوصی را صادر میکند که خلاف اصل ۳۰ قانون اساسی است (که میگوید: دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سر حد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد) مانع آن نمیشوند! اما وقتی معلمان برای مخالفت با پولی شدن مدارس اقدام به تجمع آرام میکنند(یعنی با اتکا به حقوق محرز قانون اساسی و حقوق شهروندی برای دفاع و صیانت از قانون اساسی اقدام میکنند)با ایشان به شنیع‌ترین وجه برخورد شده و بازداشت و زندانی میشوند، در اینجا سوالی واضح به ذهن متبادر میشود: آیا دادگاه که باید حافظ قانون اساسی یا همان منافع عمومی باشد مدافع حقوق عده یا جناحی خاص شده و از فرصتی که مردم و به طبع قانون در اختیاراش قرار داده‌‌است بهره برده اما علیه نفع عمومی از آن استفاده کرده و مقابل قانون و مردم می‌ایستد!!!؟
در بیستم اردیبهشت یعنی پایان هفته معلم به فراخوان شورای هماهنگی ( مجموع تشکلهای صنفی کشور) که همگی تشکلهای قانونی و مجوز دار و حافظ منافع #صنفی_معلمان هستند تجمعی برگزار شد تا در آن تجمع به مسئولین متذکر شوند که قوانین را باید برای عموم جامعه یکسان اجرا کنند و هیچ گروهی یا صنفی را نباید از آن مستثنی کرد و نیز مطابق قانون اساسی باید در مقابل پولی شدن آموزش ایستادگی شود.
همانگونه که بر همگان آشکار است معلمان طی سال‌های متمادی همواره فاصله دریافتی بزرگی با دیگر پرسنل دولت داشته‌اند، چه در حقوق ثابت و چه در مزایا، حال آنکه معلمان طبق تعاریف و مقررات بین‌المللی و داخلی نه تنها کار برابر با دیگر پرسنل دولت ارائه میدهند بلکه در کلاس‌های دوبرابر ظرفیت نیز مشغول‌اند، یعنی دوبرابر دیگر پرسنل کار میکنند اما همانگونه که وزیر و دیگر مسئولین بدان معترفند؛ #معلمان یک چهارم الی یک ششم دیگر پرسنل دولت دریافتی دارند، مسئله‌ای که امروز اظهر من الشمس است و جای پنهان کردن برای آن باقی نمانده است و  تنها دلیل آن اختصاص بودجه ناکافی به آموزش و پرورش است، همین بودجه ناکافی و کسری بودجه است که موجب شده تا مدارس و آموزش و پرورش رو به پولی شدن بگذارد،عملی که خلاف قانون اساسی است و موجبات محرومیت تحصیل طبقات فرودست جامعه را فراهم میکند و به منافع عمومی زیان‌های مهلکی وارد می‌آورد.
حال باید سوال کرد که بر چه مبنایی نیروهای امنیتی تجمع #قانونی این معلمان را در هفته تکریم معلم، آن‌هم معلمانی که دغدغه صیانت از قانون و منافع عمومی و رشد و اعتلای جامعه را دارند، را به تشنج کشیده و اقدام به ضرب و شتم معلمان میکند؟ اینجا مدعی العموم کجاست که حامی مردمی باشد که قانون را پاس میدارند و با کسانی که نافی حق مردمند برخورد کند؟
باید محمد_حبیبی معلمی که در این تجمع مسالمت آمیز شرکت کرده به بدترین وجه مورد ضرب و شتم قرار بگیرد و روی آسفالت کشیده شود و بازداشت و سپس در زندانی که محل نگهداری مجرمین خطرناک است و از کمترین امکانات لازم برخوردار نیست نگهداری شود و همچنان از آسیب‌های وارده رنج ببرد و موقعیتی برای درمان نداشته باشد. این است شان معلم و این است دادگاهی که باید ضامن قانون اساسی و منافع عمومی جامعه باشد!؟ اینجا مدعی العموم آیا از منافع عمومی و قانون دفاع میکند یا به راه خطا رفته و منافع عده ای را به نفع عمومی مقدم دانسته است!؟ انجا که حاکمیت مطابق قانون و برای صیانت و اجرای قانون عمل میکند مشروعیت دارد وگرنه هنگامی که حاکم علیه قانون و منافع عمومی گام بردارد از خود #سلب_مشروعیت کرده است و جامعه رو به فروپاشی اخلاقی و اجتماعی مینهد یا طغیانی علیه وضع موجود شکل خواهدداد و کسانی که سبب‌ساز تضعیف قانون و منافع عمومی شده اند بانیان همه این خسارات اجتماعی و اخلاقی و سیاسی هستند.
معلمان_زندانی
خصوصی_سازی
محمد_حبیبی
جای_معلم_زندان_نیست


نظرات بسته شده است