جایزه فیلدز برای نابغه ریاضی کرد ایرانی در خارج از ایران ؛ اما قتل و کشتار برای کولبران کرد در داخل ایران

پناهنده ایرانی کردتبار در بریتانیا برنده معتبرترین جایزه ریاضی جهان شد
١٦ کولبر کشته و زحمی در مرزهای کردستان طی یکماه اخیر
جایزه فیلدز برای نابغه ریاضی کرد ایرانی . به گزارش رسانه‌ها کوچر بیرکار، یک کرد ایرانی که تبعه بریتانیا است و در دانشگاه کمبریج تدریس می کند مفتخر به دریافت جایزه بسیار معتبر «فیلدز» شد که از آن به عنوان نوبل ریاضی نام برده می شود. آقای بیرکار روز چهارشنبه دهم مرداد ماه این جایزه را به همراه چهار برگزیده دیگر در جریان کنگره بین المللی ریاضیات در شهر ریودوژانیرو برزیل دریافت کرد.
جوان کرد اهل مریوان برنده جایزه بزرگ فیلدز
کوچر بیرکار متولد سال ۱۳۵۶ در شهر مریوان کردستان است. وی تا دوره کارشناسی در دانشگاه تهران تحصیل میکرد و در سال ۱۳۷۹ برای ادامه تحصیل از ایران خارج شد و  به بریتانیا پناهنده شد. آقای بیرکار در این مصاحبه خاطره‌ای از تهران و انجمن ریاضی در این شهر شرح داده که تصاویر برندگان مدال فیلدز به دیوار آن آویزان بود. وی گفته است: «من به آنها نگاه می‌کردم و با خودم می‌گفتم که آیا روزی می‌رسد با آنها دیداری داشته باشم؟ آن زمان فکر نمی‌کردم که یک روز می‌توانم به غرب بروم».
جایزه فیلدز هر چهار سال یک بار به ریاضیدانان برجسته زیر چهل سال داده می‌شود. پیش از او مریم میرزاخانی، ریاضیدان جوان ایرانی که به دلیل بیماری سرطان از دنیا رفت نخستین ایرانی  و نخستین زنی بود که در سال ۲۰۱۴ موفق به دریافت این جایزه شد. این روایت پیشرفت و ترقی یک جوان کرد اهل مریوان بود که تا مقطع کارشناسی در ایران و در دانشگاه تهران تحصیل می‌کرد و سپس برای ادامه تحصیل از ایران خارج شد و در انگلستان موقعیت پناهندگی دریافت کرد.
اما تلخ و جانسوز روایت جوانان کرد ایرانی در کردستان است. جوانانی که حتی در مقطع کارشناسی، بدلیل بیکاری به شغل سخت و پرمخاطره کولبری اشتغال دارند و هر هفته خبر به قتل رسیدن یک یا چند نفر از آنها توسط نیروی انتظامی رسانه‌ای می‌شود. فقط طی یکماه اخیر ۱۶ کولبر در منطقه مرزی کردستان توسط نیروی انتظامی کشته و مجروح شده اند.
جوان کرد اهل مریوان رتبه ۱۲ در آزمون دکترا؛ کولبری برای امرار معاش
جوان دیگر کرد اهل مریوان؛ با تحصیلات عالیه؛ اما بیکار و نهایتأ کولبری در کوههای صعب العبور را پیشه کرد. بیاد می آوریم داستان تلخ باقر احمدی کولبر جوان تحصیلکرده‌ای را که بدلیل نداشتن شغل به کار کولبری روی آورده بود.
باقر احمدی «لیسانس ریاضی محض» گرفت و به دنبالش «فوق لیسانس برنامه‌ریزی شهری» را دریافت کرد و حتی توانست در آزمون دکترای سال  ۹۵ رتبه ۱۲ کشوری را کسب کند. از همه این‌ها گذشته ورزشکار است و عضو تیم کشتی شهر مریوان  هم بود. او هم مثل جوان برنده جایزه فیلدز ریاضیات، زاده مریوان بود با علاقه‌ای وافر به ریاضیات.
آرزویی که برآورده نشد
باقر احمدی فرزند دوم و تنها پسر خانواده است. در یکی از روستاهای اطراف مریوان به دنیا آمده اما چند سالی است همراه خانواده در محله فرمانداری مریوان زندگی می‌کند. باهوش بود و از کودکی استعداد بسیاری در تحصیل داشت.. او از کودکی و موفقیت‌های تحصیلی‌اش این‌ گونه می‌گوید: تنها پسرخانواده بودم و به پدرم در کشاورزی کمک می‌کردم. از دوران ابتدایی علاقه زیادی به ریاضی داشتم و همیشه بهترین نمره‌های کارنامه‌ام نمره ریاضی‌ام بود. با علاقه زیادی که به درس داشتم و توصیه پدرم که می‌گفت باید درس بخوانی تا بتوانی آینده روشنی داشته باشی، تحصیلاتم را تا دیپلم در مریوان ادامه دادم و با توصیه معلم‌ها برای ادامه تحصیل در دانشگاه سنندج رشته ریاضی محض را انتخاب کردم.
. . .  در ادامه رشته برنامه‌‌ریزی شهری همان چیزی بود که می‌خواستم. همیشه دوست داشتم برای شهرم کاری بتوانم انجام بدهم و مهم ترین نکته برای ساماندهی شهر برنامه‌ ریزی مناسب است. دغدغه همیشگی من ساماندهی شهرم بود. اینکه می‌توانستیم با ایجاد فضای سبز مبلمان شهری را تغییر بدهیم و روح تازه‌ای به کالبد شهر بدهیم . . .
سال ۹۵ فارغ‌‌التحصیل شدم و بازهم تصمیم به ادامه تحصیل گرفتم. در کنکور دکتری شرکت کردم و با کسب رتبه ۱۲ در رشته برنامه‌ ریزی شهری قبول شدم . . .
وی از روزهای سخت پس از فارغ‌‌التحصیلی گفت و ادامه داد: مرحله سخت زندگی من آغاز شد. دوست داشتم ادامه تحصیل بدهم، اما با وجود کسب رتبه خوب هیچ دانشگاهی مرا نپذیرفت. از طرف دیگر برای تأمین هزینه‌های زندگی دنبال کار بودم اما هرجا که رفتم با در بسته مواجه شدم.
به شهرداری و فرمانداری مراجعه کردم اما با وجود تحصیلات مرتبط آنها اعلام کردند نیروی کار نیاز ندارند. به استانداری مراجعه کردم ولی آنها گفتند نمی‌توانند نیرو جذب کنند. این وضعیت تنها برای من نبود و بسیاری از جوانان کردستان به همین دلیل بیکار هستند. متأسفانه درحالی که برخی در دستگاه‌های دولتی چند شغله هستند بسیاری از جوانان از بیکاری رنج می‌برند.
دلمان می‌گیرد وقتی می‌بینیم همه این افتخارات برای جوان ۲۷ساله مریوانی هیچ گشایشی به همراه نداشته و او همچنان مجبور است برای گذران زندگی در کوه های صعب العبور کولبری کند.  ورود اجناس قاچاق از مرز حکایت تلخی است که هرچند وقت یک بار نیز با سقوط مرگبار از کوه های سخت و مرگ چند نفر از این کولبران تلخ‌تر هم می‌شود.
بله آن یکی حاصل تلاش یک انسان در جامعه‌ای باز و آزاد است و این یکی ارمغانی از ۴۰ سال حاکمیت جمهوری اسلامی است. ۴۰ سال فساد و تباهی، ۴۰ سال دزدی و چپاول و غارت منابع ثروت مردم ایران، ۴۰ سال دیکتاتوری که در تمام تاریخ بی سابقه است، ۴۰ سال زندان و شکنجه و اعدام و دارزدن و بی قانونی و هرج و مرج. ۴۰ سال قتل و غارت در کشورهای منطقه و هزینه کردن تمام ثروت مردم ایران در جنگ و درگیریهای منطقه‌ای.
بدون شک حاکمیت فساد و تباهی دیری نمی پاید و بار دیگر همه استعدادات شگرف و نهفته جوانان ایرانی در همه عرصه‌ها شکوفا خواهد شد و با بهره‌گیری از همین استعدادات ایران سراسر گلستان آزادی و عدالت و برابری و رفاه و آسایش خواهد شد.


نظرات بسته شده است