روژآوا در سازندگی و مقاومت

نوشتار روژآوا مروری کوتاه بر مبارزه و شرایط  زندگی در سرزمینی است که مردمانش اراده کردند که دیگر ستمپذیر نباشند. آنان سلاح به دست گرفتند زیرا که نمی‌‌خواستند همانند برده با آنان رفتار شود. 

 از آن اکتبر خونبار سال ۲۰۱۴ کوبانی،‌ که اینک نامش یادآور مقاومت و شکوه است، تنها ۴ سال می‌گذرد. روژآو  آنگونه که می‌نامندش (باخترِ ‌آفتاب) ‌هنوز خونین با رزمندگان و کارگران و ستمبران‌اش،‌ سر فراز، با دختران و زنان  آزاده‌‌‌‌اش در برابر خوفناک‌ترین هیولاهای تاریخ، برای زندگانی پیکار می‌کند. در آن روزان و شبان خون و شکوه، نوشتیم «حتی اگر به خاکسترش نشانند، نام کوبانی در تاریخ به نیکی می ماند. دختران و پسران «آدونیس» (۱)، بار دیگر، ایستاده تا اگر مجال یابند، از کشتزارهای کار، زندگی برویانند». اینک درماه های پایان سال ۲۰۱۸ و از آن روزهای حماسی، که کوبانی از وجود داعشیان ‌پاک و زدوده شد و خاک از زنده و مرده‌های‌ پلشت و نفرتناک «چته‌ها»‌ پاک، بار دیگر روژآوا گلوله باران می‌شود. با داعش زدایی، زندگی دوباره زاده شد. با هزینه‌ جان‌های عزیز هزاران رزمنده که جان باختند و یا دست و پا از دست داده هنوز سلاح بردوش، برای نجات هستی و زیست و بوم  همه‌گان. اینک که از ویرانه‌‌‌های شهر و روستا زندگی رویش گرفته یورش با همان تبه‌کاران به فرمان اردوغان و دولت تبه کارش. تازه با بازسازی‌‌ها بر خاک خونین، امید و زیبایی آفریده شده و زیتون‌ و انجیر بُنانِ هنوز زخمدار از خمپاره و بمب، شاخسار تکانیدند از خاکستر. و سرب و پرندگان بر شاخسارها، آوای شادی سروده که بار دیگر فرات پریشان می‌شود از هجوم دشمن. کمتر از ۵ سال می‌گذرد،‌ از آن روز تا به امروز که سازندگی جاری شده در تیر رس ارتش فاشیست و دولت مذهبی اردوغان اینک بار دیگر پدرخوانده داعش،‌ که اخوان‌الملسمین را در  لشکرگاه‌های خود آماده‌‌باش داده، به روژآوا حمله ور شده است. عفرین در اشغال تبه‌کاران و «چته‌‌های» اردوغانی با صدها هزار آواره در دشت و صحرا. اردوغانیسم بی آینده با جبهة‌النصر و داعشیان گریخته در بحران، ‌سیاسی و اقتصادی،‌ کردستان را بار دیگر  آماج گرفته تا به انحراف افکار عمومی، چندی دوام آورد. مردمان کار و  زیر ستم مناسبات سرمایه‌داری در این سرزمین، ایستاده به پیمان برای بازیابی هویت انسانی خویش؛ نان و  زیتون و قناسه و سنگر را به اشتراک برای ماندن و دفاع به نبردی انقلابی برای زیستی سزاوار انسان و هستی ایستاده‌اند. مردمان این دیار، در برابر تمامی ستمگران از برده داران تا اکنون، از هجوم شاهان آشور و ماد و همه‌ امپراتوران ایران و روم و سپاهیان صدر صحرا،‌ تا پان ترکیست های عثمانی، و اکنون، تا داعش ناب و سپاهیان سفاک خلیفه در ایران خمینیسم و… از خاکستر و خون روییده اند. «باختر آفتاب»به‌سان خاور  رزم؛  اینک سنگر آزاده ای است، ایستاده است برپا. با کوبانی که چهره ی تابناکی است از همه کردستان، همه جا، از سنندج و مریوان و سردشت و مهاباد و همه کردستان‌ها و شنگال و آمِد و «چیاپاس» در مکزیک و هر آنجا که خودرهایی، پژواک تواند یافت.

بسیاری که تاریخ را روندی مکانیکی و نه در دیالکتیک مبارزه و مناسبات طبقاتی می‌پندارند، برآن بودند که «حرکت مرد در این وادی خاموش»، با چنین حجتی که قوم بی شناسنامه، شناسنامه نمی‌شناسد. به واهی آنان،‌ بی نامان، آسمیله و بی هویت شده در سوریه نیز، نیم سده زیر پای الیگارش نظامیان به رهبری اسد پدر، قتل عام شده دیگر نیرویی برای خیزش نمی‌یابد- ‌پنداری بیهوده. اما  روژآوا و «کوبانی»‌اش، نشان داد که اسد پسر آن که در خونریزی نشان از پدر دارد، گورکن خویش است و قدافی در انتظارش، در یکی از آبریزگاه ها. روند دیالکتیک را می توان نیرو و جان بخشید؛ این گردونه را کسی یارای همیشه ایستانیدن نیست. مردمانی که  بی شناسنامه، محروم از حق آموزش و داشتن چیزی به نام خویش، از سایه خویش در هراس، فروخزیده در خوف و فلاکت، چگونه خیزش! کشتار ارتشیان حافظ اسد، «رمیلان» و گری اسپید»‌ و «تل اسپید» را سرخ گون و قامشلی را همانند «عفرین» و «جزیره» (۲) و «کوبانی» و «سریکانی» و «حسکه» و «تربه ‌‌اسپید» و «منبج» و… را در خون نشانده بود. گل‌های سور در بهار از آن روی، با نوید آتش نوروز یاد آور شولای خونفام دخترانی است که از خون خویش و خویشان، سرخ جامه‌گان بابک ایستاده بر دژهای ماکو، سرود و رود می‌ساختند تا هنوز. اینک آوای کوبانی است با پژواک نه تنها در روژآوا، بلکه در سراسر جهان سرود ایستادگی در هر سنگر شده است. کُری در سراسر فلات برفراز زاگرس تا آرارات. اینک فرات و دجله که میانرودان انسان در این سوی شرق بوده‌اند، نوای دیگری بر هر موج دارند.

آتشفشان، در سوریه سال 2010، درست ۸ سال پیش، «در چنین روزهایی غرید، فوران کرد، با «چکانه‌ی چند دانش آموز، در «درعا»، با شعارهایی بر دیوار شهر. پیام، بال گسترانید، کودکان دبستانی، کودکان سور، فشفشه های آتشفشان شدند و پیک های خیزش.«بهار عربی» نبود، ‌انفجار آتشفشان دیرینه بود. سرکوب و کشتار در سوریه، در تراکم سالیان ستم، باروت خشم فروخفته‌ی سالیان بردگی بود. مرداب انگل‌های حاکم، مدفن مارهای غنوده بر گنجینه‌های طلا و خون، در حال فروخوردن موش‌های فربه‌ در خویش. مرداب به اسد و همقطارانش خوش آمد می‌گوید، قذافی چشم به راه مانده است و پدرخوانده با ردای عزرائیل در کنار خمینی و خلخالی در درگاه دوزخ به پیشواز ایستاده است، با هیچ احساسی- همانگونه که بر بال ایرفرانس، باهیچ! بی هیچ حس و عاطفه ای، او که به ویرانی آمده بود و کشتار بر قبرستان فرود آمد و  خورشید را به زیر خاک برد،‌ آمد تا خاوران را بگستراند. با تابستان ۶۷ و پیش تر، از همان روز، از ۵۷ تا کهریزک با خلف و ولای والی اش تا اکنون. 

اینک، پایگاه تروریست‌ها و انتحاریون، فروپاشیده در روژآوا، در ترکیه نوعثمانیسم برپا شده و همقطاران در ایران و عراق و لبنان.

“روژئاوا” را با درازایی افزون بر ٧٠٠ کیلومتر  از “دیرک” تا «عفرین»، که نامی است جهانی، نمادی از همبستگی در محاصره و اشغال، در میانه، مرزهای سرمایه  با حکومت های پیرامونی شب پای آن، پیوند و سمپاتیک، همانند روزی که کوبا، با «چه»، روزی که با نام سوسیالیسم و چه گوارا ، و نه کوبای امروزین در نکبت لابه گوی حکومت اسلامی و پوتین آبرو می‌گرفت. کوبانی، برافراشته در کنار «دشت سوروچ» ، با «گری سپی» (تل ابیض)، «عین عیسی»، «منبج» و «جرابلوس» از جمله شهرهای دیار کردستان غربی، افزون بر ۵۰۰ هزار نفر، از نفرهای دگرگون شده برای خودگردانی در یک جهش، نبردی چندین ساله را به نمایش می‌گذارد.

در آن سو تر، «عفرین» افزون بر ۵۰۰ هزار نفر  که با کوچ اجباری به این دیار  و اینک در اشغال راهزنان و اردوغان با «عزاز»، «جبل سامان» و «ادلیب»، که شمار ساکنان آن اینک تا دو برابر افزایش یافته است از آوارگان جنگ نیابتی، در اشعال فاشیست‌ها و مزدوران اجیر شده راهزن و آدمکشان اجاره‌‌ای و اوباشان و  محکومان جنایی پرتاب شده در گتوهای اروپا. «جزیره» با شهرها و روستاهایش از “دیرک حمکو»، و شهرک‌ها  و شهرها، «تربه سپی»، «گرکی لکی»، «درباسیه»، «سریکانی»، «حسکه» امروزه دیگر بار زیر توپ و تروریسم از دیوار‌های مرزی ۱۸۰۰ کیلومتر دورادور کردستان حصار بسته، ‌شبانه راهزنانه برخوردار از تانک‌ها و تونل‌های اردوغان و ارتش بزدل‌ش که با یدک کشی نام ناتو،‌در برابر  ارتش مردمی زنان و مردان،‌این فرزندان کارگران و زحمتکشان، لرزه بر اندام ‌می‌گیرند. دشمنان زندگی، سرزمین سوخته می‌خواهند اگر به کامشان نباشد تا سرِ‌کانی‌ها،‌این سرچشمه‌های زندگی را بخشکانند و بسوزانند و نام‌هایی که بازگوی آن‌اند که با تولید کل فرآورده‌های کشت و کار و کشاورزی با تمامی سوریه برابری دارند.

تمامی این نواحی در «روژآوا»، پاره ای از کردستان با افزون بر دو میلیون نفر، 20 در صد  از جمعیت 21 میلیونی سوریه، دیاری که با «رمیلان» اش، میزان منابع نفت و گاز آن با اندوخته‌ی نفتی کرکوک برابری می‌کند و میزان منابع نفت «رمیلان» به تنهایی با کلیه منابع نفتی دیگر  سوریه برابر می‌شود.

با  طرح “کمربند عربی”، به دست حکومت بعث، تلاش شد تا کردها را کوچ‌ران و عشیره های عرب وفادار به حکومت بعث سوریه و برخوردار از کشت و زمین و برخی به اجبار کوچ در برخی مناطق از جمله در بخش هایی از «جزیره» اسکان دهند. سیاست همه حکومت های استبدادی، صفویه و نادر افشار در ایران، با کوچ کردان به قوچان و حتی فارس، و عثمانی‌ها در ترکیه؛ رضا شاه و البکر و صدام و… چنین بوده است. سه دیار از یک دیگر جدا سازی شده اما اینک، مجال این را یافته تا با هم در پیوندی برای خود گردانی با روی کردی شورایی یکپارچه و همبستگی یابند. برخلاف روند تا کنونی در پراکندگی، ساختار گرفته از قدرت ستمبران، از نیروی اتحاد و اراده پایینی‌ها، همسان با ریشه چمن‌ها و نه از بالا بر فراز سر، و پای بر شانه ستمبران، بل‌که از  ریشه، از آنان که پایمال دوران ها و مناسبات طبقاتی بوده اند. از همین روی در روزهای جنگ و هجوم ۲۰۱۴ «شوراهای» ساختگی، شکل گرفته از بالا، در شمار «شورای میهنی» ناسیونالیستی حکومتگران و «شورای میهنی» (اقلیمیان)  به «درخواست یگان‌های دفاع از خلق» پاسخ در خور ندادند  و در محاصره و زیر چنگال حکومت اسلامی تنهایشان گذاشتند در برابر تمساح‌های داعشی. در آن سوی نیز، طبقه تازه به قدرت رسیده و حکمران، در اقلیم در عراق، که سربه فرمانی می‌خواهد و نه «سربه خویی» راستین شورایی، و  یا به رسمیت شناسی«حق تعیین سرنوشت خویش به دست خویش»  دولت‌ها در اقلیم کردستان روژهه‌لات، مردمان زیر کشتار و محاصره حکومت ترکیه و داعشیان اش را تنها گذاشتند و نه تنها، بل‌که در هماهنگی با اردوغان در عمل پشتوانه‌ی کشتارگران و اشغالگران شدند.

ارتش بورژوازی حاکم سوریه در سال 2011، که به رهنمود فرماندهان سپاه قدس و قاسم سلیمانی‌‌اش در ایران و نیز نوتزاریسم روسیه، برای حفظ دمشق و شام، و حلب، کردستان سوریه را به ارتش ترکیه و سپاهیان اسلامی داعش واگذاشت، ایدئولوژی مذهبی سرمایه به پشتوانه دولت ترکیه و سرمایه جهانی به رهبری ایالات متحده آمریکا، سپاهیان اسلام را روانه ساخت. تا زیر سایه نوعثمانیسم، بحران‌ساختاری‌ کمی کاهش یابد و منجی سرمایه سازد. این آزمون در ایران سال 1357 پاسخی سرمایه ساز گرفته بود. عربستان و آل سعود و قطر و امیران امارات، و صهیونیسم حاکم بر اسرائیل، بازار سلاح و سرمایه و ارتجاع و جنابت باید که در ایمن باشند.

بنا به این ضرورت، همانگونه که روزی طالبان در افغانستان و پیش از آن  خمینی در ایران،۴۷ گروه اسلامی ، به شهرها و روستاهای کُردنشین سوریه حمله‌ور شدند.

۱-داعش ۲- جبهه النصره ۳- تیپ احفاد الرسول ۴- تیپ النصیر ۵- گردان فتح الله ۶- تیپ لا اله الاالله ۷- ابن تیمیه ۸- گردان علی بن ابی طالب ۹- گردان الجزیره ۱۰- گردان میرگرد ۱۱- شاخهٔ امنیتی رقه ۱۲- الشام ۱۳- گردان العادیات ۱۴- گردان محمدیه ۱۵- گردان الابرار ۱۶- گردان شداده ۱۷- گردان احرار الخویران ۱۸- گردان جندالحرمین ۱۹- گردان شمال ۲۰- گردان جندالله ۲۱- جوانمردان جربوی ۲۲- گردان احرارالطوافی ۲۳- گردان سرّین ۲۴- گردان اهل السنه ۲۵- گردان مارعی ۲۶- گردان عایشه ۲۷- گردان احرارالشام ۲۸- گردان احرار ابو راسن ۲۹- گردان احرار الحرب ۳۰- تیپ انقلابیون رقه ۳۱- گردان اسامه بن زیاد ۳۲- گردان القارعه ۳۳- گردان الموحدین ۳۴- گردان طائفه المنصوره ۳۵- گردان الله اکبر ۳۶- تیپ الضلال ۳۷- گردان المدینه المنوره ۳۸- فداییان انقلاب ۳۹- گردان شهدای الظاهریه ۴۰- گردان شهید حسن الخلف ۴۱- واحدهای ابن القین ۴۲- گردان ملی ۴۳- گردان شهید ابو لطیف ابوالخطاب ۴۴- مجلس نظامی رقه ۴۵- گردان احرارالشدادی ۴۶- گردان انورالحق ۴۷- گردان احرار جبال عبدالعزیز».

این جماعتِ از رده ی خونخواران، از زیر زمین و «از دخمه های قرون و اعصار» بیرون نخزیده بودند. اینان، همه گروهبندی های ایدئولوژیکی بودند که تنها چهره ی پیدایش و هجوم سپاهیان صدر  اسلام تا حجاج بن یوسف و همه امویان و عباسیان را به نمایش می گذاشتند. اینان، در حاکمیت سرمایه، نماد فساد و جنایت سرمایه در هزاره سوم میلادی اند. اینان برگزیده و آموزش یافته در همان انجمن‌ها و مساجد ساخته شده‌‌ای اسکان داده پیرامون کلان شهرهای سرمایه‌اند. یا در فقر و سرکوب مسخ شده در بحران بی هویتی و تزریق قتلوی ‌کتابشان بسیج شده، از لندن، پاریس، استرالیا، آلمان، سوئد، نروژ، هلند، ایالات متحده، ترکیه، ایران، عراق، اردن و مصر و فلسطین، چچن و ازبکستان و مسکو و لیبی و مراکش و بیش از ۴۰ کشور به همانگونه که باند آدمکش، فریبکار و دیوسرشت خمینی از کنفرانس سران ۵ حکومت به تدبیر نشسته در گوادولوپ به پیشنهاد رهبر بورژوازی فرانسه، ژیسکار دستن، بر فراز خیزش سراسری نشانیده شد تا سرمایه و مناسباتش را پاسدار باشد؛ و سلف و منشا هرچه داعش، تروریسم، و رعب و وحشت در جهان شود، تا داعش، حماس و هزار دسته ی ایدئولوژی اسلامی را با بمب، ترکیبی مقدس سازند و تولید و بازتولیدگر باشند و صهیونیسم، نیمه‌ی دیگر خویش را در قامت فاشیسم مذهبی، در برادر- دین خویش همزاد باشد.

«روژئاوا» اینک دستکم از دو کانون استراتژیک سیاسی/ جغرافیایی و اقتصادی برای سرمایه جهانی، «غرب» و ایالات متحده آمریکا، حکومت ترکیه، از سویی و از سوی دیگر بلوک «ارواسیا» به رهبری مسکو به سر به فرمانی حکومت اسلامی ایران و سوریه اهمیت می‌یابد. ترکیه و حکومت های اسلامی ایران عراق و اقلیم، در برابر ستم ستیزانی که با سازمانیابی سرزمینی با گرایش شورایی و خودیار، خودگردان و خود پوی روی به کشف نیرو و سازمان های انقلابی خویش دارند، در هراس و بیمناک‌اند و آنتی تز خویش را در برابر می بینند.

یگان‌های دفاع از خویش

یگان‌های رزمنده و مسلح، در بردارنده ی زنان و مردان کردستان و عرب و دیگر ملیت‌‌ها ی این  دیار در کردستان سوریه برای دفاع و بقای  انسانی خویش با خودیاری داوطلبانه به سازمان یابی برخاستند. در نبود سازمان های انقلابی کارگران و کمونیسم انقلابی «حزب اتحاد دموکراتیک» و «شورای ملی کرد» با ساختار نیروها یگان‌های ویژه خلق- «ی.پ.گ»،  و «ی. پ. ژ» به رهبری این نیروی به رهایی برآمدند. 

 در نیمه‌ی سال ۲۰۱۲ تا کنون زنان و مردمان کار و آفرینش، با چنگ و دندان، نان از زمین و کلاش بر شانه رزمی دلیرانه، برای دفاع از هستی و هویت و نام و عزت نفس خویش و هستی زمین یک تنه، تنها به پشتوانه اراده و دریافت تا کنونی از خود رهایی، به پشتوانه زنان و دختران به پا خاسته در  یگان‌های ویژه خویش – یەکینەیانی پاراستینا ژن – (YekîneyêParastina Jen- YPJ) دوش به دوش یەکینە‌یانی پاراستینا گەل (Yekîneyên Parastina Gel- YPG) در برابر حکومت سرمایه داری اسلامی ترکیه نو عثمانی، و  زیر تهدید حکومت اسلامی ایران و عراق، و در برابر ارتش اسد و سپاه قدس که برخوردار از پشتیبانی‌های جنایت بار مافیای روس بوده و نیز در برابر دسیسه‌های و هماهنگی‌های حکومت‌های آمریکا، سرمایه‌داران اروپا و چین ایستادند. نیروهای مردمی، از آن زمان تاکنون توانستند بخش‌های گسترده ای از آن دیار را به خودگردانی درآورند. در نبود سازمان انقلابی کارگران، نبود حزب کمونیست و انترناسیونالیسم کارگری، اما با برخورداری از حضور و پشتیبانی‌ها و جانبازی‌های کمونیست های انترناسیونالیست در ایستادگی تا اکنون. 

.

pastedGraphic.png
نقشه کردستان سوریه

پروژه سرکوب به رهبری ترکیه

از نوامبر 2012 که پروژه سرکوب و اشغال «روژئاوا» از سوی ترکیه به رهبری  گروه های اسلامی در دستور کار نهاده شد و روز ١٦ جولای با یورش داعش به “روژئاوا” این پروژه، میدانی گردید نزدیک به ۶ سال می‌گذرد. هدف نخست ترکیه در آن زمان، محاصر جزیره بود. باید «سریکانی» از دست مردم خارج شود و «حسکه» و «دیرک» اشغال کرده تا جزیره و همزمان کوبانی به محاصره درآیند.

«سریکانی» (سرچشمه)، پیوند کلیدی اقلیم «جزیره» و «کوبانی» است که شهر «گره سپی» را در میانه دارند. نقشه ی خونبار با سازمانیابی و مقاومت یگان‌های ویژه زنان و مردان، کارگران و زندگی‌آفرینان  ایستادگی کرد، سریکانی سرفراز ماند. ماه جولای بار دیگر،  گروه بندی های اسلامی سرمایه، مزدوران، به «گره سپی» و «تل کوچر» یورش آوردند تا کوبانی را به محاصره گیرند. دشمنان مردم، با یورش به «سرکوچر»، «رمیلان» را نشانه گرفته بودند. «گری سپی» در شرق «کوبانی»، و کرانە فرات در غرب،  آب و برق منطقه  را نیز  برآورده  می سازد، کلیدی بودند برای دولت اسلامی مورد نظر سرمایه. دولت آمریکا به دولت ترکیه وظیفه داده بود تا سرچماقدار این یورش باشد. بایستی اسلامی به سان اسلام  حاکم در ترکیه سراسر خاور میانیه و بخش های مسلمان نشین آسیا و شمال آفریقا، حاکم می شد، از عراق تا سوریه و مصر و فلسطین و حتا نیجریه.

 جبهه النصر، وظیفه یافته بود تا مقاومت را سرکوب و منطقه را برای نوعثمانیسم اسلامی ترکیه و سرمایه داری جهانی، ایمن بدارد؛ تا روژئاوا، کانونی برای آزمون های شورایی و خودگردانی نباشد؛ تا دختران و زنان پرشور و آزاده، جوانان و آزدیخواهان برآمده  و روی آورده از دیاران دیگر به این سوی، در منطقه‌ای مسموم در سم اشباع اسلامی و ارتجاع، دانشکده های انقلاب را در جبهه های رزم و کار خودگردانی، فارغ از هر مرز و چارچوب اندیشه و مرام، به تجربه نگذارند.

جبهةالنصره اینک نیروی مزدوری زیر فرمان ارتش ترکیه باقی مانده تا این حرامیان، خواهران همزاد در این اقلیم از «عفرین» تا «کوبانی» و «جزیره» را با  ٦٠ تا ٧٠ کیلومتر راه بین  یکدیگر و اما دل هایشان هم تپش را به محاصره گیرند.

گروه های اسلامی، پیش از داعش به پشتیبانی ترکیه، نقشە‌ی یک دولت اسلامی را که از دیرالزور تا مناطق شمالی “روژئاوا” را در بر می‌گرفت آشکار ساخته بودند، و در آرزوهای پلیدشان بود که کوبانی پایتخت این دولت اسلامی اعلام شود. خیزش  در کردستان سوریه در ١٩ جولای ٢٠١٢ از شهر کوبانی برخاسته بود.

«در نشستی که در تاریخ ١٥ تا ١٧ جولای ٢٠١٢  در شهر استانبول برگزار شد، پیش بینی شده بود تا «جشن رمضان» به عنوان روز اعلام این دولت اسلامی تعیین شود، اما با تحمل شکست در سریکانی، اجرای این طرح به ١٥ و ١٦ آگوست موکول شد.»( iii)

بر همین پایه، پس از نشست استانبول در تاریخ ٢٦ جولای ٢٠١٢، نشست دیگری در شهر «انتپ» ترکیه، به پشتوانه دولت اسلامی ترکیه، نقشه قتل عام کردها پیشنهاد شد. عاملین اجرای طرح ضد انسانی حکومت ترکیه است. “احمد عاصی الجبرا” رهبر «ائتلاف ملی سوریه» از این عشیره  بود.  عشیرە ی «شمر» از سال ١٩٤٥ با شکل گیری سوریه، تا کنون همواره  با حکومتگران بوده است. “سلام الموسلیت” جانشین «الجبرا» در گفتگو با شبکه تلویزیونی الجزیره (به یارانه قطر) گفته بود تا آن هنگامی که کودکانمان بمانند، نخواهیم گذاشت کردها صاحب هیچ حقوقی باشند.»(iv)

شاخەای از اخوان المسلمین سوریه که زیر نام “لیوای توحید” شناخته شدە و پایگاهی امن از سوی دولت ترکیه، همسان با القاعده، نیروی اصلی این کشتار تجهیز شد. حکومت ترکیه، راهکار برپایی جنگ میان عرب-کرد را به نیروهای اسلامی رهنمود می‌دهد. تجهیز داعش با تانک و خرید نفت سرقتی در بازار به شیوه «مال خران»، سرمایه‌داران در ترکیه، اسلام داعشی را آنگونه که سرمایه جهانی می‌خواهد، تسلیح و تجهیز می‌کند.

در«گری سپی» و «جزیره»  از جمله نیروهایی از عشیره عرب “شمَر” که در گستره‌ای خطی از کردستان سوریه تا عراق انتقال یافته اند، عاملین اجرای طرح ضد انسانی حکومت ترکیه است. “احمد عاصی الجبرا” رهبر «ائتلاف ملی سوریه» از این عشیره است. و چه نیکو که می‌توان از همراهی و همراستایی برخی عشیرەهای عرب با مبارزان “یگان ‌های مدافع خلق” در نبرد علیه جبهە النصره در «گرکی» و «جرابلوس» یاد کرد.

ارتش سرکوبگر و جنایتکار سرمایه‌‌داران در ترکیه، با تانک‌ها نشسته در کمین. به بهانه ایجاد منطه امنیتی برای حفاظت مرز و نیز پناهجویان کرد و سوری، در حالیکه پناهچویان را در آنسوی سیم خاردار و هر دستی برای یاری، با گلوله و گاز اشک آور پاسخ می‌گویند. 

داعش و دولت اسلامی با «ام آی 6» بر سینه‌های ایزدیان و دیگر مردم شنگال و پیشمرگه‌ها و کوبانیان رگبار بستند و گاز سمی پرتاب کردند و با کاردهای سلاخی سر بریدند. در این سوی، در هر سنگر با سلاح های سبک و کهنه، در سنگر بزرگ سراسری به گستره ی  روژآوا در برابر ایدئولوژی اسارت‌بار سرمایه با تمامی گروه بندی هایش، و اردوغان و پان ترکیسم، ایستادند و ایستاده‌اند. 

در نشست نوامبر ۲۰۱۳ در شهر قامشلی، پروژه دولتِ گذار از سوی «حزب اتحاد دموکراتیک» (شرق سوریه)،  پیش روی نهاده شد. این اتحاد تا اکنون با جانبازی‌ و ایستادگی گام‌های آغازین شورایی گرایی را در «مجلس» ها بر می‌دارند. اگر شوراها به خودآگاهی طبقاتی و سوسیالیسم و سامان یابی انقلابی بر نیایند، اگر سازمان و حزب کمونیست انقلابی به رهبری نباشد، دولت گذار، که دولتی غیرنظامی را نوید می‌دهد در این منطقه با هزینه جویبارهای خون، به قدرت می نشیند. بنا به طرح، «حزب اتحاد دموکراتیک» (سوریه)  کردستان سوریه به سه منطقه تقسیم می‌شد که هریک از این مناطق خود یک شورای محلی ویژه و نمایندگانی در شورای شوراها را  خواهند داشت. آماده سازی انتخابات شوراها اگر به موضوع مناسبات طبقاتی و عنصر استثمار  و رفع آن ره نپوید و روی به محلی گرایی و فراهم سازی پیش زمینه‌ها برای فدرالیسم و دولت آینده بپوید، حکومت شوندگان همچنان زیر فرمان می‌مانند و طبقات در جایگاه های خویش در تولید و توزیع طبقاتی، مانند اقلیم در عراق می‌شوند

روژئاوا، بخشی از زمین و زیست جهانی ماست، همانگونه سرزمین دیگر این جهان اسیر و در اشغال سرمایه. 

آنگونه که برای آدونیس‌های سوریه سرودیم، «جویندگان زندگی، پیکارتان پیروز، بر دستهایتان بوسه و شراب، پروازتان بر فراز.»[[vi]]

عباس منصوران

آبانماه ۱۳۹۷/نوامبر ۲۰۱۸

pastedGraphic_1.pngpastedGraphic_2.png

[i]    آدونیس های زمینی، چکامه سرایان سوریه http://www.azadi-b.com/arshiw/?p=30203 نوشته عباس منصوران، ۲۴ دسامبر ۲۰۱۱.

[ii]  جزیره در واقع منطقه ای در شمال سوریه که تا ترکیه گسترده است.

[iii]  آدونیس های زمینی، چکامه سرایان سوریه http://www.azadi-b.com/arshiw/?p=30203 

نوشتاری از عباس منصوران 24  دسامبر ۲۰۱۱

4)] http://www.nnsroj.com/fa/detiles.aspx?id=5510&ID_map=19

سایت خبری تحلیل روز – NNS ROJ نوشتار روژئاوا” چیست و در این بخش از کردستان چه روی می دهد؟ به روز شده در 8/9/2013 | شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۲/ ۲:۳۱


نظرات بسته شده است