نامه اسماعیل بخشی دادخواهی علیه ۴۰ سال بیحقوقی و سرکوب و شکنجه و اعدام است 

صدها هزار نفر بخاطر شکنجه و اعدام عزیزانشان شاکی خصوصی جمهوری اسلامی و وزارت اطلاعات و شکنجه گران حکومتند. هزاران فعال کارگری، فعال دانشجویی، فعالین معلمان، فعالین حقوق زنان،‌ محیط زیست، حقوق کودک و فعالین اجتماعی و سیاسی یا در زندانند یا زندانی بوده اند و علیه آنها پرونده ساخته اند و مانند شمشیری آنرا بالای سر آنها نگهداشته اند تا آنها را ساکت کنند. صدها کارگر و فعال اجتماعی بدستور قوه قضاییه شلاق خورده و یا علیه شان حکم شلاق صادر شده، تنها در هفت تپه و فولاد اهواز برای صدها فعال کارگری در ماهها و سالهای گذشته پرونده درست کرده اند. شعبه وزارت اطلاعات بعنوان حراست در کارخانه ها علیه کارگران جاسوسی مکنند و حتی کارگران را بازجویی میکند. اسماعیل بخشی در نامه به وزیر اطلاعات کیفرخواست همه مردم را اعلام کرده است. این کیفرخواستی علیه ۴۰ سال بیحقوقی مردم است. علیه اسیدپاشی ها و بیحرمت کردن میلیون ها زن است. کیفرخواستی علیه دخالت در زندگی خصوصی مردم و شنود مکالمات خصوصی اعضای خانواده با یکدیگر و بیحرمت کردن مردم است. 

این نامه باید مانند باروتی همه مردم را به جان حکومت بیندازد. همه این جنایت ها، همه این سرکوبگری ها باید پایان یابد. بطور مشخص باید: 

–  رسما و علنا اعلام شود که اسماعیل بخشی و سایر دستگیرشدگان هفت تپه و فولاد اهواز از هر اتهامی مبرا هستند. 

–  کلیه پرونده هایی که علیه فعالین عرصه های مختلف ساخته شده رسما و علنا مختومه اعلام شود. 

–  کلیه زندانیان سیاسی، فعالین کارگری و معلمان و دانشجویان زندانی و سایر فعالین زندانی فورا آزاد شوند. 

–  به دستگیری مردم معترض و امنیتی کردن اعتصابات و اعتراضات پایان داده شود. 

–  حق اعتصاب و اعتراض و تشکل به رسمیت شناخته شود. 

–  آزادی بیان و عقیده به رسمیت شناخته شود. 

–  کلیه نیروهای سرکوب از مراکز کار و تحصیل بیرون انداخته شوند. 

–  به دخالت در زندگی خصوصی مردم و شنود مکالمات پایان داده شود. 

–  آمران و عاملان شکنجه اسماعیل بخشی، سپیده قلیان و همه فعالین سیاسی و اجتماعی در طول چهل سال گذشته به جامعه معرفی و محاکمه شوند. 

باید چنان موجی از همبستگی و اعتراض در سراسر جامعه شکل بگیرد که ارگان های سرکوب حکومت جرات نکنند حتی یک نفر را بخاطر اعتراض به شرایط غیر انسانی که به مردم تحمیل شده مورد بازخواست و دستگیری و اذیت و آزار قرار دهند. لطفا این بیانیه را امضا کنید و دوستانتان را به امضای آن تشویق کنید. 

آذری، کوستان

ابرامی، ترانه

ابرامی، روزا

ابرامی، مهدی

ابراهیم¬زاده، رحمان

ابراهیم¬زاده، موسی

احمدی، آمانج

احمدی، جمیله

احمدی، محمد

‌احمدی، هنگامه

اسکندری،‌ سلماز

اسماعیلی، غزال

اقبال¬پور، محمد

اکبری¬وادره، حسن

اکملی، شهناز

الیاسی، زرین¬تاج

الیاسی، مارال

اندیشه، عماد زندانی سیاسی دهه شصت

انور، پانته¬آ

ایراندوست، حبیب

بادپیما،‌ حبیب

باقری، سپیده

باقری،‌ سکینه

باقری، یدالله

بان¬سبری،‌ مریم

بحری،‌ مرضیه

بحری، مریم

بوکانی، عبدالله

بهیه، امانی

پاکروان، شعله

پرکاری،‌ مرتضی

پیمانی، منور

تاب، پروانه

تاب، گلاوش

جگروند، پویا

حبیب¬نژاد، عزت

حسینی، پردیس

خاکی، جواد

خباززاده، شهلا

خرمی، نرگس

خضرسوری، رحیم

دانایی، محمد

دانایی، محمد

داودی، جاماسب

دائمی، انیسه

دائمی، حسین

دائمی، هانیه

درخشان، احمد

دره¬شوری، درسا

دره¬شوری، دلارا

دشتی، آرمین

دهقانپور، مرجان

رحیمی، جمال

رحیمی، سیران

رسولی، فرج

رضایی، نوروز

رضوی،‌ مریم

زمان¬سرایی، ضیا

سازور،‌ مرید

ستاری، رضا

سلیمانی، فرح

سلیمی، سمیه

شرفی، فیروزه

شقاقی، ناهید

شوشتری، پدرام

شوشتری، پوران

شهبازی، رحمان

شهسواری، حسام

شیروانی، سهیلا

صادقی، هانیه

صالحی، حسن

صلواتی، پروین

صمدپور، پروانه

صمدپور،‌ رضا

صمدپور، منوچهر

عبدی¬پور، محمد

فتحی، پیام

فراهانی، الهه

فرحزادی، محبوبه

کاوری¬زاده¬جو، زینب

کاوری¬زاده¬خواه، نسرین

کریم¬بیگی، محمد

کریمی، پیمان

کوشا، آرمان

گرامی، اسماعیل

مجرد، آنیتا

محمدی،‌ شوکت

محمدی، مریم

محمدی، مهدخت

مرتضایی، رضا

مرتضوی، کاوه

مهدی¬پور، سهراب

مهرابی، زهرا

میرزایی¬راد، علی

مینایی، مینا

مینوی، آوات

ناصرآبادی، احمد

ناصرآبادی، سردار

ناصرزاده، رشید

ناصری، فراست

ناصری، فواد

ناصری، لیلا

نانوی، اکرم

نخستین، پروانه

نخستین، پروین

نخستین، فریده

نصیریان، اکبر

نصیریان، تهمینه

نعلبندی، حاجعلی

نعمتی، معصومه

ورکاله، سحر

هاشم¬پور، عباس

هاشمی،‌ مهدی


نظرات بسته شده است