در اوضاع ناپایدار کنونی، شاید انتقال تجربهای از فعالیتهای دانشجویی دهه پنجاه، بی فایده نباشد.
تجربه شخصی من دال بر این است که خردمندانه ترین، کم هزینه ترین و موثرترین بخش فعالیتهای دانشجویی در دهه پنجاه، آن بخشی ست که دانشجویان آشنا به مبارزات طبقاتی، ادامه تحصیل و فعالیت علنی در صحن دانشگاهها را درجه دوم تلقی کرده و فعالیتهای انقلابی خود را به جامعه گردی، ترویج آگاهی از مبارزه طبقاتی و سازماندهی منطبق با شرایط روز، در بیرون از دانشگاهها اختصاص می دادند.
رفقای دانشجو؛
اگرچه مبارزات دانشجویی جزیی از مبارزات طبقاتی ست که در محدوده دانشگاهها در جریان است اما کلیت مبارزه طبقاتی در بطن جامعه و در سراسر ایران جریان دارد.
با توجه به این واقعیت اجتماعی آیا بهتر و مفیدتر و موثرتر نیست اگر بجای مشارکت در صف آرایی و درگیریهای دانشجویان پرچم بدست بورژوازی غالب و مغلوب در صحن دانشگاهها، انرژی محدود اما با ارزش خود را به سازماندهی هستهها و گروههای انقلابی در میان نزدیکان و محل زندگی زحمتکشان ایران اختصاص دهیم؟
امروز چه در آبادیها و محلات و چه در موسسات تولیدی و خدماتی، انقلابیون شایسته است به فوریت متحد و متمرکز شوند.
این قلم در دو دهه گذشته بر لزوم سازماندهی کم سر و صدای هستهها و گروههای سوسیالیستی بارها تاکید مکرر کرده است اما ….
اما همه می دانیم که امروز در شرایطی استثنایی و ناپایدار بسر می بریم!
دورانی استثنایی که ایران در انتظار تپش اجتماعی بسر می برد. تپش اجتماعی که با پا به جهان گذاشتن دو نسل جدید، هر نیم قرن خواهد تپید!
در چنین شرایطی رفتن به درون جامعه و سازماندهی اجتماعی برای رودررویی با تپش اجتماعی پیش رو وظیفه اصلی همه روشنفکران است.
در چنین شرایطی ست که پیوند اندیشه رهاییبخش انقلابی با سازماندهی کم سر و صدای تودهای به نیرویی رهاییبخش و اکسیری برای رهایی از وضع موجود تبدیل می شود.
در چنین شرایطی ست که این موتورهای کوچک سازمان یافته و مسلح به اندیشه رهاییبخش، خواهند توانست نقش موثر و تعیین کننده خود را در «موقعیت انقلابی» پیش رو ایفا کرده و موتور بزرگ تودههای انقلابی را از انحراف و بازگشت ارتجاع بازدارند.
در چنین شرایطی ست که کار اجتماعی و سازماندهی موتورهای کوچک انقلابی؛ در آبادی ها و محلات و موسسات گوناگون؛ با حضور در صف مقدم مبارزات و عمل مستقیم خواهند توانست هدایت موتور بزرگ را در دست گیرند و بدنبال درهم شکستن ماشین دولتی، این موتور بزرگ انقلابی مستقیماً تمامی قدرت در سراسر ایران و در تمامی سطوح؛ چه کنترل تولید و توزیع و خدمات در پایین و چه تسخیر دولت در بالا؛ را در دست گیرد.
رفقای دانشجو؛
امروز روزی ست که ترک صحنه نبرد از دانشگاهها به بطن جامعه مدنی و کوشش در سازماندهی کم سر و صدای موتورهای کوچک، در بروز «موقعیت انقلابی»، دستاورد بزرگی برای کل جامعه ایران خواهد بود!
رفقای دانشجو؛
در ترک صحن دانشگاهها و کنارهگیری از رویارویی هواداران ضدانقلاب غالب و مغلوب و بتبع آن حضور در بطن جامعه جهت سازماندهی هستهها و گروههای انقلابی در سراسر ایران، تردید بخرج ندهیم!
در این وانفسای تاریخی در سازماندهی پیگیر آرام و انقلابی جامعه مدنی ایران، دست شما را بگرمی می فشارم.
هادی میتروی (م. ع. ب)
اسپندماه ۱۴۰۴
با کلیت این دیدگاه مخالفم، اما نباید دانشگاه را صد درصد خالی کرد. می توان اقداماتی مخفی و کم هزینه انجام داد، مثل شعار نویسی و پخش اعلامیه.