میراث شوم استعمارگران‎

میراث شوم استعمارگرانشهر کوچکی است  ، ولی به وسعت تاریخ کهن این مرز و بوم قدمت دارد . شهر کوچکیست اما دلیر مردمانی دارد مثال زدنی در شجاعت و پایداری در مقابل بیگانگان . کوچک است اما به پهنای جغرافیای اقتصاد کل کشور ارزش واعتبار داشته وبا سخاوت هر چه تمامتر لقمه نانی ،  گر چه اندک بر سفره ی کوچک ایرانیان می گذارد و نیز همواره با تن نحیف و رنجور خویش چرخهای گران صنعتی استثمار گران جهان را به گردش درمی  آورد و همچنان خود صبورانه بر تفتیده ترین بخش زاگرس ایستاده ونظاره گر دورانهای از سر گذرانده ی خویش می باشد و شاید هم در این اندیشه است که چه ناجوانمردانه بسیاری از عناوین اولی که امپریالیسم و عوامل وابسته به آن بصورت عاریه وگذرا در اختیارش گذارده بودند را با چه سرعت حیرت انگیزی  ، از آن ستانده وبا عناوین نالایق دیگری جایگزین نموده اند . مسجد سلیمان ! آینه ای تمام قد از میراث شوم استعمارگران و نتیجه ی استثمار شدید توده های زحمتکش کارگران و همچنین نمادی بارز از عنصر توسعه ی نا پایدار اقتصادی که در نتیجه ی وابستگی شدید به اقتصاد سرمایه داری ونفت محور ایران پدید آمده است  .آینه ای که عبرتهای فراوان در آن نهفته و پندهای بی شمار به ما عرضه می دارد وبا نگریستنی  صحیح در آن میتوانیم از بروز  بسیاری از مشکلات پیش روی مان در آینده ،  جلوگیری بعمل آوریم  . برخی در مقام بررسی دلایل واپس ماندگی اقتصادی ایران دست به نوعی فرافکنی زده ، وجود منابع عظیم نفتی را یگانه عامل اصلی تمامی مصائب کشور معرفی نموده وبا سنجش نا صحیح  آن با دیگر کشورهای پیشرفته ی جهان که محروم از این نوع منبع ارزشمند طبیعی می باشند ، سعی در توجیه علل اصلی ناکارآمدی های دوران خود و ماقبل خود را دارند . در صورتیکه نانموده آشکار است که پاک کردن صورت مسئله بیشتر مورد توجه آنان بوده تا حل آن . واگر احیانا هم فرض صحیح این ادعا متصور بوده باشد ، پس چه دلیل منطقی ای بر افزایش میزان حفاریهای وسیع نفتی توسط  رژیم اسلامی در خشکی وفلات قاره وسهمیه گیری بیشتر ایران در اوپک و بنا نهادن بودجه ی  اصلی کشوربر مبنای صادرات نفتی   وجود خواهد داشت . ؟ اصل و واقعیت  مطلب امری نیست که با کتمان ودر نظر نگرفتن آن تغییر مسیر داده و سمت و سوی دلخواه آنان را بپیماید وتنها شاید بتوانند  با ایجاد بی راهه وانحراف کمی در رسیدن به سرانجام نهایی  آن وقفه ایجاد کنند . در صورتیکه حقیقت  امر مطلب دیگری  بنظر می رسد و آن محرومیت و دور نگاه داشتن ایران در دستیابی به یک رژیم سیاسی وحقوقی متناسب با خواست و اراده ی خویش می باشد .چون  نفوذ امپریالیسم  تنها از طریق داشتن جایگاهی سیاسی در  آن کشور میسر خواهد بود که متأسفانه از این  نوع جایگاه ها هم ،  در طول تاریخ سیاسی ما به وفور به چشم می خورد و  نتیجه ی آن هم برای امپریالیسم، فراهم آمدن اسباب و زمینه های  لازم جهت نداشتن دغدغه ی تأمین رایگان انرژی برای خود، وبرای ما نیز دستاوردی اینچنینی به همراه داشته است ، یعنی از دست دادن همه چیز در أزای به دست نیاوردن هیچ چیز . چون تنیده شدن امپریالیسم با مذهب در چنین کشوری باعث بوجود آمدن نیرویی شده که قادر است بزرگترین فجایع را رقم بزنند . تا جائیکه طیف وسیعی از جامعه، صرف نظر از سطح ومیزان آگاهی وتحصیلاتشان ،  کمک های نقدی و صرف هزینه برای بقاع متبرکه را مقدم بر کمکی حتی ناچیز به کتابخانه ها  و مراکز پژوهشی وتحقیقاتی دانسته وبا صرف هزینه های بسیار بالا، ولو در واپسین لحظات حیات خود به عوض مشارکت  در ساخت مدارس و مراکز درمانی در  دورترین مناطق  محروم کشور ، بیشتر ترجیح می دهند به امور و واجبات موهم و بی اساسی توجه کنند  که باعث پدید آمدن دستگاه های عریض وطویلی با نام های  مختلف ، واز جمله سازمان آستان قدس رضوی و سازمان حج و زیارت و… گشته که  دیگر حتی خود را ملزم به پرداخت مالیات هم نمی بینند . واین است آن نیرو ایکه آنان را همواره تا آخر عمر چشم انتظار منجی ای خیالی  باقی گذاشته ،  که جهت ستاندن حقوقشان از ظالم وبر قراری عدل و عدالت در جامعه ،  شاید روزی دستگیرشان شود . و در سمت و سویی دیگر ،   رژیمی مرتجع و  فاسد تحت نام جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته  که  مکمل آخرین حلقه از زنجیره ی امپریالیسم می باشد . و برای برقراری وتثبیت نظام استبدادی خود و ایجاد جو خفقان و سرکوب مخالفان داخلی و همینطور  برای  ایجاد فضایی سراسر تهدید و ارعاب در مجامع بین المللی، از طریق دستیابی به تسلیحات هسته ای احتیاج مبرمی به دلارهای نفتی داشته و چون طعم شیرین آن را چشیده  ، از آن جهت بسط وگسترش ایدئولوژی پوسیده ی مذهبی خود کمال بهره را می برد . و از این جهت کاملا ضروری بنظر می رسد که باید از سرگذشت مسجد سلیمان که نمونه ی بارز و کوچک شده ی  آینده ی تأسفبار  کل ایران می باشد عبرت گرفته و با اتحاد و همبستگی یکپارچه کارگران و زحمتکشان وبا انقلابی کوبنده وسهمگین این آخرین جرثومه ی فساد وتباهی را برای همیشه از صفحه ی تاریخ کشور مان حذف کرده و همگان گردا گرد پرچم سرخ مارکسیسم  که  نظامی عدالت جویانه وآرمان خواهانه  است در راه برقراری آزادی ، عدالت وپیشرفت و استیلای همه جانبه ی کشورمان قدم برداریم  . چون کمترین تقصیری متوجه ی مسجد سلیمان نیست که بر روی منابع نفتی بنا شده و محل اولین اکتشاف ، استخراج و بهره برداری به نفع بیگانگان قرار گرفته ، ولی تمامی ایران  بیشترین تقصیر را خواهند داشت ، اگر از سرگذشت آن عبرت نگرفته وبه سرنوشت آن دچار شوند .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *