22/05/2026

بیکاری؛ چهرهٔ عریان فاجعهٔ اجتماعی

بیکاریِ گسترده، اخراج‌سازی‌های  بیشتر پس از جنگ، و ناتوانی میلیون‌ها انسان در تامین ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی، دیگر یک

بحران مقطعی نیست؛ این تصویر روشنِ یک فاجعه اجتماعی است.

براساس گزارش منتشرشده در سایت ایلنا، تنها در یکی از ادارات کار شمال‌شرق تهران، روزانه بین ۳۰۰ تا ۶۰۰ درخواست بیمه بیکاری ثبت می‌شود؛ یعنی فقط در دو ماه اخیر، ده‌ها هزار نفر به صف بیکاران رانده شده‌اند. پشت هر عدد، یک زندگی در حال فروپاشی است؛ خانواده‌ای که امنیت، امید و آینده‌اش را از دست می‌دهد.

کارگری که با سخت‌ترین شرایط کار می‌کند و ماهانه ۲۲ تا ۲۴ میلیون تومان دستمزد می‌گیرد، حتی قادر به تامین حداقل‌های زندگی نیست. اجاره مسکن، درمان، تحصیل فرزندان، خوراک، پوشاک و هزینه‌های روزمره، هر روز بیشتر از توان مردم فاصله می‌گیرد. حال تصور کنید وضعیت کسانی را که همین حداقل درآمد را هم ندارند؛ میلیون‌ها انسانی که زیر فشار بیکاری، فقر و بی‌پناهی خرد می‌شوند.

در مقابل، اقلیتی کوچک اما صاحب قدرت و ثروت، همچون اختاپوسی بر زندگی مردم چنگ انداخته‌اند. آنان از کار و رنج میلیون‌ها کارگر، سودهای نجومی به جیب می‌زنند و هم‌زمان اکثریت جامعه را به فلاکت، ناامنی و بی‌آیندگی سوق می‌دهند.

این وضعیت نه طبیعی است، نه قابل‌تحمل، و نه باید عادی‌سازی شود.

حقِ زندگی، کار، مسکن، درمان و رفاه، حق همگانی انسان‌هاست؛ نه امتیازی برای صاحبان قدرت و سرمایه.

در برابر بیکارسازی، فقر و غارتِ زندگی مردم باید ایستاد؛

با اتحاد، اعتراض و سازمان‌یابی.

حق_اعتراض_و_اعتصاب

حق_تشکل_های_مستقل

اتحاد_بیکاران_و_شاغلین

نان_کار_آزادی

شادی_رفاه_آبادی