22/05/2026

۸ مارس؛ روز همبستگی طبقاتی زنان جهان

مقدمه
روز جهانی زن، ۸ مارس، ریشه در مبارزات تاریخی زنان کارگر علیه استثمار و تبعیض در نظام سرمایه‌داری دارد. در اوایل قرن بیستم، زنان کارگر در شهرهای صنعتی آمریکا و اروپا با شرایط سخت کاری، دستمزد پایین و ساعات طولانی مواجه بودند. در ۲۳ فوریه ۱۹۰۸ (۸ مارس ۱۹۰۸ در تقویم ژولین)، هزاران زن در نیویورک علیه استثمار و نابرابری تظاهرات کردند و خواستار کاهش ساعات کاری، دستمزد برابر و حق رأی شدند؛ حرکتی که نمادی از مبارزهٔ جهانی زنان کارگر شد.

در سال ۱۹۰۹، حزب سوسیالیست آمریکا روز ۲۸ فوریه را به عنوان نخستین روز ملی زن برگزار کرد تا خواست‌های سیاسی و اقتصادی زنان کارگر برجسته شود. یک سال بعد، در کنفرانس بین‌المللی زنان سوسیالیست در کپنهاگ، کلارا زتکین پیشنهاد کرد یک روز جهانی زن ایجاد شود؛ روزی که زنان کارگر سراسر جهان علیه استثمار، نابرابری و سلطهٔ طبقاتی متحد شوند.

نخستین روز جهانی زن در سال ۱۹۱۱ در آلمان، اتریش، دانمارک و سوئیس برگزار شد و بیش از یک میلیون زن در آن شرکت کردند. خواسته‌های آنان شامل حق رأی، حق اشتغال و پایان دادن به تبعیض بود. در دهه‌های بعد، این جنبش به دیگر کشورها گسترش یافت و امروز نمادی جهانی از مبارزهٔ زنان کارگر علیه نظام سرمایه‌داری و سلطهٔ امپریالیستی است.

هشتم مارس، روز جهانی زن، صرفاً یک مناسبت نمادین یا جشن تقویمی نیست؛ بلکه یادآور تاریخ طولانی مبارزهٔ زنان کارگر و زحمتکش علیه نظام‌های استثمارگر و سرکوبگر است. این روز از دل مبارزات سخت و خونین زنان کارگر در برابر سرمایه‌داران و دولت‌های حامی آنان شکل گرفت؛ زنانی که برای نان و آزادی اجتماعی به میدان آمدند. از همان آغاز، ۸ مارس بیانگر پیوند عمیق مبارزهٔ زنان با مبارزهٔ طبقهٔ کارگر علیه نظام سرمایه‌داری جهانی و سلطهٔ امپریالیسم بوده است.

در نظام سرمایه‌داری جهانی، زنان یکی از ارکان اصلی تولید و بازتولید جامعه به شمار می‌روند. آنان در کارخانه‌ها، مراکز خدماتی، آموزش، درمان و بسیاری از عرصه‌های اقتصادی نقش اساسی دارند. در عین حال بخش بزرگی از کار بازتولید اجتماعی، از پرورش نسل جدید تا نگهداری خانواده و بازسازی نیروی کار، بر دوش آنان قرار دارد. با وجود این نقش تعیین‌کننده، زنان همچنان با تبعیض مزدی، ناامنی شغلی، خشونت اجتماعی و محدودیت در مشارکت سیاسی مواجه‌اند.

این وضعیت تصادفی نیست. نظام سرمایه‌داری جهانی و امپریالیسم از ستم بر زنان به عنوان ابزاری برای افزایش سود استفاده می‌کنند. دستمزد پایین‌تر، قراردادهای موقت و تحمیل کار خانگی بدون دستمزد نشان می‌دهد بخشی از هزینه‌های بازتولید نیروی کار از دوش سرمایه برداشته شده و بر زندگی زنان تحمیل می‌شود. بدین ترتیب زنان همزمان در دو عرصه استثمار می‌شوند: در محل کار به عنوان نیروی کار ارزان و در خانه به عنوان نیروی بازتولیدی بدون دستمزد.

در سطح جهانی، امپریالیسم این روند را تشدید می‌کند. سرمایهٔ انحصاری و شرکت‌های چندملیتی تولید را به مناطقی منتقل می‌کنند که نیروی کار ارزان و فاقد حمایت اجتماعی در دسترس است. میلیون‌ها زن در کشورهای پیرامونی در کارگاه‌ها، صنایع صادراتی و بخش غیررسمی اقتصاد تحت شرایط سخت کار می‌کنند، در حالی که سهم ناچیزی از ثروتی که تولید می‌کنند دریافت می‌نمایند. به این ترتیب، استثمار زنان یکی از عناصر اصلی گردش سرمایه در نظام سرمایه‌داری جهانی است.

ابزارهای ایدئولوژیک نیز به تثبیت این نظم کمک می‌کنند. سنت‌های مردسالار، فرهنگ‌های عقب‌مانده و ایدئولوژی‌های مذهبی در بسیاری از جوامع برای کنترل زنان استفاده می‌شوند. محدودیت‌های قانونی، کنترل بر بدن و محرومیت زنان از مشارکت برابر در تصمیم‌گیری‌های اجتماعی، همگی در خدمت حفظ نظم موجود است.

نمونهٔ بارز این وضعیت را می‌توان در ایران مشاهده کرد؛ جایی که حاکمیت مذهبی با قوانین تبعیض‌آمیز و سازوکارهای سرکوبگرانه تلاش می‌کند زنان را از بسیاری از حقوق انسانی محروم کند. با این حال، تجربهٔ مبارزات اجتماعی نشان داده است که زنان ایران یکی از پیشروترین نیروهای اجتماعی در مبارزه علیه استبداد سیاسی و نظم ارتجاعی هستند.

واقعیت این است که رهایی زنان را نمی‌توان جدا از ساختارهای اقتصادی و طبقاتی جامعه درک کرد. ستم بر زنان با منطق انباشت سرمایه در نظام سرمایه‌داری جهانی و سلطهٔ امپریالیسم پیوند خورده است. در چارچوب این نظام، آزادی واقعی زنان تحقق نمی‌یابد. تجربهٔ کشورهای مختلف نشان می‌دهد حتی در پیشرفته‌ترین کشورهای سرمایه‌داری، نابرابری جنسیتی و خشونت علیه زنان پابرجاست.

رهایی واقعی زنان تنها زمانی ممکن است که پایه‌های مادی این ستم از میان برداشته شود. سوسیالیسم، به عنوان دوران گذار از نظام سرمایه‌داری جهانی به سوی جامعهٔ کمونیستی، زمینهٔ دگرگونی عمیق روابط اجتماعی را فراهم می‌کند. با اجتماعی شدن ابزارهای تولید و پایان سلطهٔ سرمایه، امکان تحقق برابری واقعی میان انسان‌ها فراهم می‌شود. برابری حقوقی و اقتصادی زنان و مردان، مشارکت کامل زنان در ادارهٔ جامعه و اجتماعی شدن بخشی از وظایف بازتولیدی، از مهم‌ترین دستاوردهای این روند است.

۸ مارس تنها روزی برای تبریک گفتن نیست؛ بلکه یادآور ضرورت مبارزهٔ مشترک علیه نظام سرمایه‌داری جهانی و امپریالیسم است. رهایی زنان با مبارزهٔ طبقهٔ کارگر برای دگرگونی بنیادین جامعه پیوند خورده است.

امروز در سراسر جهان، زنان کارگر و زحمتکش در صفوف نخست مبارزه علیه استثمار و بی‌عدالتی قرار دارند. از اعتصاب‌های کارگری تا جنبش‌های اعتراضی علیه تبعیض و خشونت، زنان نشان داده‌اند که نیرویی تعیین‌کننده در تحولات اجتماعی هستند.

پیام واقعی ۸ مارس روشن است: بدون نابودی نظام سرمایه‌داری جهانی و ساختارهای امپریالیستی، برابری واقعی میان انسان‌ها تحقق نمی‌یابد؛ و بدون رهایی زنان، جامعهٔ انسانی به آزادی کامل دست نخواهد یافت.

به همین دلیل، سایت آینه روز با گرامی‌داشت مبارزات زنان جهان، بر ضرورت گسترش همبستگی طبقاتی، تقویت سازمان‌یابی زنان کارگر و پیوند مبارزهٔ آنان با مبارزهٔ طبقهٔ کارگر علیه نظام سرمایه‌داری جهانی، امپریالیسم و ارتجاع مذهبی تأکید می‌کند.

آیندهٔ انسانی زمانی شکل می‌گیرد که زنان و مردان زحمتکش جهان با اتحاد و همبستگی، نظم کهنهٔ استثمار را درهم بشکنند و جامعه‌ای نوین بر پایهٔ آزادی، برابری و سوسیالیسم بنا کنند.

زنده باد ۸ مارس
زنده باد همبستگی طبقاتی زنان جهان
مرگ بر نظام سرمایه‌داری جهانی و امپریالیسم

کامیار سرخ